نگفتم گفتنیها، تو هم از من نپرسیدی
گمان کردم سکوتم را نگاهم را تو فهمیدی
نشاط کودکی هایم چه فصل زرد و رنجوری
خزان بی بهاری را برای گل پسندیدی
شبیه فصل پاییزی پر از یغض نم باران
دلم لرزید از روزی که بی رحمانه خندیدی
زبان خاموش گفتنها ز رنج سالها دوری
سکوتی سرد و بی پایان که رنجش را نفهمیدی
زبان شعر من قاصر از این احساس ناگفته
نگفتم گفتنیها، تو هم از من نپرسیدی
--------------------------------------------
شاعر ناشناس
برچسب: زبان شعر,زبان شعر در نثر صوفیه,زبان شعری,زبان شعر چیست؟,زبان شعر امروز,زبان شعر در نثر صوفيه,زبان شعری سهراب سپهری,زبان شعر معاصر,زبان شعر نو,شعر زبان فارسی,
نویسنده: کیانوش صالحپور